|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 30 خرداد1384ساعت 22:0 توسط سیما
|
|
||||||
|
|
|
|
|
اگه يه روز بغض گلوت و فشرده بهت قول نمی دم که می خندونمت ولی می تونم با هات گريه کنم اگه يک روز خواستی فرار کنی حتما خبرم کن قول نمی دم که ازت بخوام واستی اما می تونم باهات بدوم
چهره ام کاش می شد قلبم درد پنهانی نداشت هرگز پریشانی نداشت برگهای آخر تقویم عشق حرف از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمودولی قربانی نداشت کاش می شد اشک را تهدید کرد فرصت لبخند را تمدید کرد کاش می شد در غروب آرزو لحظه ی دیدار را تشدید کرد
اگر يک روز فهميدي که 1000 نفردلشون که کسي دلش برات تنگ نشده بدون من مردم !!!
مي گريم در اشک هايم تو را مي
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 28 خرداد1384ساعت 23:5 توسط سیما
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1384ساعت 11:19 توسط سیما
|
|
||
|
|
|
|
باسلام
محبت شدیدی را که سابقا به تو ابراز می کردم دروغ و بی احساس بود در واقع نفرت من نسبت به تو روز به روز بیشتر می شود و هرچه تو را میشناسم به پستی و دورویی تو بیشتر پی می برم این احساس در من قوت می گیرد که بالاخره باید از غم جدا شویم و دیگر هیچ وجه حاضر نیستم که با تو دوست باشم و اگر چه عمر من چون گل های بهاری بود ولی در همین مدت توانستم به طبيعت فرو مایه و هوس بازت پی ببرم و بسياری از اخلاق،صفات و رفتار تو به من روشن شد و مطمئن هستم كه خشونت و طبع تند تو را بدبخت خواهد كرد اگر دوستيمان ادامه يابد تمام عمر را با پشيماني و تلخي خواهيم گذراند و اگر چه افسانه ي آشنايي باد ونامش جدايي بود ولي جدا ازهم خوشبخت خواهيم بود ولازم است بگويم
اين موضوع را فراموش نكن و مطمئن باش كه اين نامه را سطحي نمي نويسم و چقدر ناراحت كننده است كه اگر
باز در صدد دوستي با من باشي بنابراين از تو ميخواهم كه جواب نامه ام را ندهي چون نامه تو سراسر دروغ و تظاهر است، و به هيچ وجه نمي توان گفت داراي كمترين لطف و حرارت است به همين دليل تصميم گرفتم براي هميشه تو و يادگاري تلخ عشقت را فراموش كنم ، و چون نمي توانم خود را راضي كنم كه تو را دوست داشته باشم و با تو دوست باشم. حالا اگر مي خواهي كه به صميميت واقعي من پي ببري اين نامه را يك خط در ميان بخوان. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 23 خرداد1384ساعت 21:33 توسط سیما
|
|
||